روزها از فکر تو ساعاتِ من شب می شود
روزها با نامِ تو شعرم مرتب می شود

عشقِ تلخِ تو مرا از عاشقی کردن ربود
روزها در قلبِ من عشقت مُرکب می شود

من نمی بینم تو را اما تو می بینی مرا
روزها روحم به درگاهت مقرّب می شود

گردش دنیا ادب را از همه دنیا گرفت
روزها با تو زبانِ من مؤدب می شود

آتش عشقی که دارم بهر تو سوزان شده
روزها از عشق تو جانم لبالب می شود



علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۴/۱۹ ساعت ۱۱:۵۴

مُرکب شدن: ترکیب شدن | لبالب شدن: پر شدن، به سر شدن