عشقِ زیبا

یه کاری نکن تا پشیمون بشم
از این فرصتی که تو رو دوس دارم
اگه از دستم بدی شک نکن
تو رو من به حالِ خودت می‌ذارم

به پامم بیوفتی نمی‌خوام که تو
یه ثانیه به من نزدیک بشی
برو وقتی می‌بینی حالم بده
به من بهتره دیگه نزدیک نشی!

من‌وتو به هم قول دادیم یه روز
اگه بینمون بحث و دعوا بشه
یکی از ما باید کوتاه بیاد
تا عشقی که داریم زیبا بشه!

نگو باشه هر چیزی که تو بگی
عزیزم من‌و‌تو عینِ همیم!
تو هم حق داری شکایت کنی
همونجوری که ما دوتا آدمیم!



علیرضا صانعی ✍️

آخرین ترانه ی تابستان ۱۴۰۳

پاییز

پاییز که میشه به یادِ توام
پر از غصه میشه تمومِ دلم
چیکار کردی با این دلِ دیوونم
که می‌خوام بمیرم از این مشکلم

تو انگار اومدی تا به من
نشونم بدی که چجوری بشم
از این زندگی یاد دادی بهم
به کی حرفامو همیشه بگم

تو ده ساله رفتی پیشِ خدا
ولی واسه ی من هنوز زنده ای
با عکسای تو زندگی می کنم
همون عکسّایی که خوش خنده ای!

نمی‌تونم از فکرِ تو خسته شم
صدای تو هرشب توی گوشمه
مگه میشه یادم بره تا ابد
صدایی که شاید تو آغوشمه!

می‌خوام قسمتم شه تو سی سالگی
مثه تو از این دنیا راحت بشم
چقد خوبه مثلِ تو با دستِ پُر
منم رهسپارِ قیامت بشم...



علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۳/۰۶/۳۰ - ساعت ۴:۲۴

ترانه ای براساس یک ضرب‌آهنگ ذهنی تقدیم به زنده یاد مرتضی پاشایی / اسطوره ی موسیقی پاپ ایران 🎵🎙🖤

این زندگی سخته...

ذهنی که درگیره
دلی که بی تابه
روزا همش خستس
شبا نمی خوابه

تصورم اینه
که زندگی سخته
شبیهِ من آدم
تو دنیا بدبخته

نه چاره ای دارم
نه راهِ فراری
انگار باید گم شم
وقتِ بیقراری

این زندگی سخته
دل کندن آسونه
دل کندن از دنیا
کارِ این و اونه

دل نمی‌کَنم از
این زندگی حتی
دوس دارم بمونم
تا آخرِ دنیا



علیرضا صانعی ✍️

من باید قدرِ خودم رو بدونم

اسمتو از همه جا پاک می‌کنم
نمی‌خوام دیگه به یادت بمونم
برو راحتم بذار تو زندگی
من می‌خوام قدرِ خودم رو بدونم

دلِ من می‌خواد یه جای سوت و کور
یه جا حتی که یه آدم نباشه
بشینم به آسمون نگاه کنم
ببینم خدا دقیقا کجاشه!

به خدا می‌خوام بگم: بسه دیگه!
خستم از بنده هات و یه کاری کن
یا بگیر جونِ منو یا هرچی که
تو صلاح می‌دونی اون کارو بکن!

من باید قدرِ خودم رو بدونم
وقتی که هیشکی برام نمی‌مونه
از خدا می‌خوام که تنهام نذاره
آخه هیشکی غیرِ اون نمی‌تونه



علیرضا صانعی ✍️

دلِ من خیلی زلاله مثه آب

نمی‌خوام دیگه بمونی پیشِ من
به همین تنهایی عادت می کنم
اگرم دوباره بیای پیشِ من
به خدا ازت شکایت می کنم!

من دلم صافه ولی این آدما
هرکیو دیدم یه جوریه واسم
انگاری هیشکی به من نمی‌خوره
یا شاید آدما رو نمیشناسم

هر‌کی دوستم شده و باهام بوده
بعدِ اون دیدم که خنجر می‌زنه!
واقعا چه خوبه تنها بمونم
با یکی باشم دلم رو می‌شکنه!

دلِ من خیلی زلاله مثه آب
چیزی از کسی به دل نمی‌گیرم
اگه نارو بزنه کسی بهم
تا بمیره به سراغش نمیرم!



علیرضا صانعی ✍️

روز شعر و ادبیات فارسی!

شعر، بهترین بهانه برای ابراز احساسات در زندگی‌‌ست.


۲۷ شهریور، روز شعر و ادبیات فارسی مبارک!
یاد و خاطره ی استاد شهریار عزیز گرامی❤️


علیرضا صانعی ✍️ | شاعر و ترانه سرا

بهترین درس زندگی

بهترین درسی که از این زندگی آموخته ام:

بینِ مردم هرچه تنهاتر بمانم بهتر است



علیرضا صانعی ✍️

شناختِ همه توی این زندگی...

نمیشه بگی هرکی خوبی کنه
همون واقعا آدمِ خوبیه
یا هرکی که یه آدمِ خوبیه
نمیشه بگی اون چه محبوبیه!

بدی هرجا باشی می‌بینی ولی
همون‌قدر خوبی بهش غالبه!
درسته نمیشه قضاوت کنی
ولی گفتنِ این چیزا جالبه

شناختِ همه توی این زندگی
یکم وقت گیره ولی لازمه!
تو هرچی که بشناسی آدم‌ها رو
نمیشه بگی جامعه سالمه!



علیرضا صانعی ✍️

۵ نمونه کاریکَلِماتور

۱- آرزو، تنها چیزی است که انسان به همه ی آن نمی رسد.

۲- شب، فرصتی است برای مرور خاطرات دیروز

۳- حتی دشمنت از سایه ی دوستانت می ترسد!

۴- حسی که در رفتن هست، در ماندن نیست!

۵- زمین، آسمانِ موجودات زیر زمینی است.

"برگرفته از حسین ابراهیمی"


علیرضا صانعی ✍️

کاریکَلِماتور

هرکسی با من، هرکاری کنه...

هرکسی با من، هرکاری کنه
من همون کارو، با اون می‌کنم
یه دروغِ الکی حتی بگه
خودشو چیزاشو داغون می‌کنم

فرقیَم نداره هرجا که بشه
یه کسی همینجوری پیدا میشه
اگه دلخور بشم از همین آدم
یه دَفه این دهنِ من وا میشه

حرفِ زشت نمی‌زنم من به کسی
عادتم اینه که بی خیال بشم
تو سکوت و فاصله من می‌مونم
تا زمانی که سرِ حال بشم

من به هرکی خوبی می‌کنم هنوز
انگاری دارم اشتبّاه می‌کنم
خدا می‌خواد که هنوز خوبی کنم
ولی جای خوبی گنّاه می کنم!



علیرضا صانعی ✍️

یه روزِ پاییزی...🥹🖤

دوباره داره می‌رسه، شروعِ ماهِ مدرسه!
یه فصلِ پاییزِ دیگه، خدا کنه زود برسه!

کوچه ها و خیابونا یادِ زمستون میکنن
آدما پاییز که بیاد همش انار دون میکنن!

خاطره‌ها مرور میشن تو فصلِ پاییز دوباره
مرور میشن نمیدونن دلم که طاقت نداره

طاقتِ اینو ندارم به آسمون نگاه کنم
نمیتونم نگاهمو تقدیمِ روی ماه کنم!

وقتی که پاییز برسه به قلبِ من در میزنه
دَرو که من وا می کنم دلم براش پر میزنه!

خدا کنه یه روزِ پاییزی من از دنیا برم
{مرتضی پاشایی} بیاد دردامو من براش بگم



علیرضا صانعی ✍️

تقدیم به زنده یاد مرتضی پاشایی، خواننده ای که در اوجِ پاییز پرکشید...🥹🖤

خواستگاریت

دوس دارم تا آخرِ مهندسی
یه دَفه پاشم بیام خواستگاریت
آرزومه که تو مالِ من بشی
که می‌خوام تموم بشه بی‌قراریت!

بی‌قراریت واسه ی بودنِ من
منو مبتلا به عشقت می‌کنه
تو چی داری که همیشه دلِ من
هر جا میرم تو رو حسِت می‌کنه؟!

نمی‌خوام حرفی بمونه بینِ‌مون
ما که همدیگه رو خیلی دوس داریم!
وقتی دعوا می‌کنیم شک ندارم
بعد اون از دلِ هم در میاریم!

اگه زندگی بذاره من‌‌‌وتو
یه روزی ما دوتا مالِ هم بشیم
به تو قول میدم یه قولِ مردونه
ما دوتا از همدیگه جدا نشیم!



علیرضا صانعی ✍️

واقعا می‌خوام که از دنیا برم

توی فالم اومده همین روزا
انگاری قراره از دنیا برم
نمیشه بِگذرم از این قضیه
نکنه قراره از دنیا برم؟!

شایدم درست نباشه که بگم
واقعا می‌خوام که از دنیا برم


من‌ و‌ این زندگیِ مزخرفم
خیلی وقته که به هم نمی‌خوریم!
می‌دونم تقصیرِ هردومون بوده
که به همدیگه یکم نمی‌خوریم!

شایدم درست نباشه که بگم
واقعا می‌خوام که از دنیا برم


اگه دنیا جای کارای بَده
اگه این دنیا نخواد چیزی بگه
من که خب تحملم خیلی کمه
اگه این دنیا بخواد چیزی نَگه!

شایدم درست نباشه که بگم
واقعا می‌خوام که از دنیا برم


با تمومِ داشته های زندگیم
بهتره که خیلی زود پَر بکشم
بهتره برم که تا دیر نشده
شربتِ زندگیمو سَر بکشم!

شایدم درست نباشه که بگم
واقعا می‌خوام که از دنیا برم



علیرضا صانعی ✍️

صبرِ من حدی داره!

فِک نمی کردی یه روز جوابتو بهت بدم؟
یا نمی‌خواستی تمومِ حرفامو بهت بگم؟
صبرِ من حدی داره!

یادته بهم می گفتی چرا دوسّم نداری؟
چرا دوس نداشتنت رو به زبونت میاری؟
صبرِ من حدی داره!

هرچی می‌خوای بگو و برو دیگه از پیشِ من
نمی‌خوام با بودنت خنده کنی به ریشِ من!
صبرِ من حدی داره!

به خدا خسته شدم بس که همش دروغ میگی
مطمئنی که دیگه به من دروغی نمیگی؟!
صبرِ من حدی داره!

باشه هرچی که بشه فقط بدون
با کسی که تو رو دوس داره بمون!

اگه قلبمو شکستی دوباره
اگه از آسمونم سنگ بباره
صبرِ من تو زندگی حدی داره!



علیرضا صانعی ✍️

ماندن کنارِ هرکسی...

ماندن کنارِ هرکسی یک قیمتی دارد که آن

باید بپردازی اگر رفتی به سمتِ دیگران!



علیرضا صانعی ✍️

همدیگه رو بغل کنیم

کاشکی می‌شد یه روز از همین روزا

یه دلِ سیر من‌وتو همدیگه رو بغل کنیم

دوست‌ دارم یه روز اگه مشکلی باشه بین‌ِمون

خودمون به تنهایی‌ مشکلمونو حل کنیم



علیرضا صانعی ✍️

وجودِ تو

خراسان از وجودِ تو هوای دیگری دارد
تماشای حریمِ تو صفای دیگری دارد

تو که هر زائری را با دل و جانت پذیرفتی
دلِ هر زائری با تو رضای دیگری دارد

به عاشق های درمانده پناهت را نشان دادی
دلِ هر عاشقی با تو دعای دیگری دارد!

برای درد و بیماری تو درمانی عطا کردی
که هر دردی برای تو دوای دیگری دارد!

کبوتر یاد می گیرد در این دنیای نامردی
ز هر نیرنگ و نامردی وفای دیگری دارد!

کسی از زهرِ تلخی که، تو نوشیدی خبر دارد؟
که دشمن با وجودِ تو عزای دیگری دارد

نگاهِ هر گلی دائم به سیمای تو می ماند!
که با پژمردگی حتی بقای دیگری دارد

همه وِردِ زبانِ من مزیّن شد به نامِ تو
که ذکرِ یا رضای من نوای دیگری دارد



علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۶/۲۳ - ساعت ۱۲:۵۶

⚫️ اثر تقدیم شده به بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا (ع) / ویژه شهادت امام رضا (ع) ⚫️

نوازشم کن

نوازشم کن
بذار بدونم
هنوز باهامی..

منو بغل کن
شاید بفهمی
اونکه میخوامی!

بذار تموم شه
قهرِ من‌وتو
بیا که دوستی
شروع شه از نو

نگو که میری
واسه یه لحظه
جدایی از من
دروغِ محضه!

نگو نمیشه
واسه همیشه
باهام بمونی..

نگو قراره
میری دوباره
اگه بتونی..

نوازشم کن
بذار بدونم

هنوز باهامی...


علیرضا صانعی ✍️

تو با رفتنت قلبمو می‌شکنی

برام هیچ فرقی نداره که تو
چجوری می‌خوای با دلم سر کنی
نمیشه تو این رابطه دِق کنم
تو جونت رو واسم پرپر کنی!

منو از خودت دور کن خواهشا
بذار بی تو دنیا رو حاشا کنم
نمی‌خوام بری، نه، بمون پیشِ من
می‌خوام تا تو رو من تماشا کنم!

دلم میگه از وقتی که با منی
تو اسمِ منو هِی صدا می زنی
اگه دوست داری منو پس نرو
تو با رفتنت قلبمو می‌شکنی!

یه کاری بُکن تا بدونم که تو
هنوزم به فکر و کنارِ منی
یه چیزایی میگم بدونی برام
تو مثلِ طلوع و بهارِ منی!

دلم میگه از وقتی که با منی
تو اسمِ منو هِی صدا می زنی
اگه دوست داری منو پس نرو
تو با رفتنت قلبمو می‌شکنی...



علیرضا صانعی ✍️

تو رو وقتی که می‌بینم...

تو رو وقتی که می‌بینم
هنوزم مثلِ اون سابق
برام اِنقدر جذابی
که معشوقی و من عاشق!


تو رو وقتی که می‌بینم
به یادِ بچگی‌هامون
من‌و‌تو عینِ هم هستیم
دوتا دیوونه و مجنون!

نرفتی هرگز از یادم
هنوزم عاشقت هستم
هنوزم مثلِ اون روزا
به تو حساس و وابستم

اگه این عاشقی خوبه
من از این عشق، بیمارم
اگه دل‌تنگتم هر روز
بدون خیلی دوسِت دارم!


تو رو وقتی که می‌بینم
هنوزم مثلِ اون سابق
برام اِنقدر جذابی
که معشوقی و من عاشق!


علیرضا صانعی ✍️

عاشقی درسته سن نمی‌شناسه

سخته روزاتو همش با فکرِ اون
کسی که دوسش داری هدر بدی!
سخته آسون باشه هر رابطه ای
که بخوای علاقتو خبر بدی!

سخته تا بفهمی عشق و این چیزا
توی سنِ کم به درد نمی‌خوره
عاشقی درسته سن نمی‌شناسه
هرکی درگیرش شده دلش پره!



علیرضا صانعی ✍️

دردِ دل

نه می‌دونم کی دیگه راس میگه یا دروغ میگه
نه می‌دونم به خدا کی خوبه یا بَده دیگه

زند‌گیم شده همش موندنِ بینِ آدما
یکی امروز میاد و فردا میره پیشِ خدا

نمی‌خوام ناله کنم بابتِ هرچی آدمه
سرِ من هرچی بیاد از آدما بازم کمه

نگو طاقتم کمه یا الکی جوش می‌خورم
دردِ دل می‌کنم از وقتی که ترمز می‌بُرم!


راس میگن دردِ دلاتو واسه ی هیشکی نگو
پشتِ سر همین جوریش غیبته و بگومگو!



علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۳/۰۶/۰۸ - ساعت ۱۷:۱۳


*ترمز بریدن: کنایه از کنترل خود را از دست دادن

پیش از همه چیز

پیش از همه چیز
از من گله کن..
آرام بمان و
کمی حوصله کن!

پیش از همه چیز
لبخند بزن..
بی تاب نباش
تو مانندِ من!

پیش از همه چیز
با یادِ خدا...
بدی گر دیدی
از من بِزُدا*

پیش از همه چیز
فرصت بشود...
بخشیدنِ من
یادت نرود!

*بِزُدا: زدودن / در اینجا، منظور حلال کردن است.

علیرضا صانعی ✍️

بدونِ تو

بدونِ تو روزای من جهنمیّه به خدا

نمی‌دونی چی می‌کشم، وقتی ازم میشی جدا

یه وقتایی که دلخورم به خاطرِ نبودنت

تو تنهاییم بغض می‌کنم، کسی نفهمه جز خدا



علیرضا صانعی ✍️

دوست و رفیق

مامانم یه وقتا که تنها میشم بهم میگه:

مامانی دوست و رفیق به دردِ تو نمیخوره

دوستی و رفیق‌بازی این روزا دردسر شده

به یکی بگی: کارِت دارم، بهش بَر میخوره!



علیرضا صانعی ✍️