انوارِ قرآن
رحمت و لطف خدا بر ما همان قرآن بُوَد
عزتِ ما در زمین و آسمان قرآن بُوَد
نورِ دنیا از وجودِ نورِ قرآن روشن است
هرچه داریم و نداریم از همان قرآن بُوَد
شعری دو بیتی در پی اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم 🖤
علیرضا صانعی ✍️
رحمت و لطف خدا بر ما همان قرآن بُوَد
عزتِ ما در زمین و آسمان قرآن بُوَد
نورِ دنیا از وجودِ نورِ قرآن روشن است
هرچه داریم و نداریم از همان قرآن بُوَد
شعری دو بیتی در پی اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم 🖤
علیرضا صانعی ✍️
من از جنگیدنِ با تو خطرها کرده ام حالا
که از رنجاندنِ حالم ضررها کرده ام حالا
تو سعی کن با دلم باشی منم تا آخِرش هستم
من از این زندگی با تو گذرها کرده ام حالا
علیرضا صانعی ✍️
مشکی پوشیدن برای هر عزاداری کم است
مشکی پوشیدن برای هر گرفتاری کم است
با حسین هر جا که باشی نونَوارت می کند
مشکی پوشیدن برای هر فداکاری کم است
نونَوار: کسی که با پاداش و بخشش کسی به زندگی خود سر و سامان می دهد.
علیرضا صانعی ✍️
ویژه محرم ۱۴۰۲
روزها از فکر تو ساعاتِ من شب می شود
روزها با نامِ تو شعرم مرتب می شود
عشقِ تلخِ تو مرا از عاشقی کردن ربود
روزها در قلبِ من عشقت مُرکب می شود
من نمی بینم تو را اما تو می بینی مرا
روزها روحم به درگاهت مقرّب می شود
گردش دنیا ادب را از همه دنیا گرفت
روزها با تو زبانِ من مؤدب می شود
آتش عشقی که دارم بهر تو سوزان شده
روزها از عشق تو جانم لبالب می شود
علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۴/۱۹ ساعت ۱۱:۵۴
مُرکب شدن: ترکیب شدن | لبالب شدن: پر شدن، به سر شدن
آن که از دشمن برای من خبر آورده بود
پیش دشمن هم یقیناً غیبتم را کرده بود
من به هرکس کرده ام در هر زمانی اعتماد
داده من را گونه ای با عقل نادانش به باد
گیرِ من باشد همیشه چون پیامم می دهد
بعدِ هر کاری دگر من را نیاورده به یاد
رسمِ دنیا و همه مردم به نامردی شده
هرکه دل دادم به او، او هم دلی با من نداد
راهِ من باشد جدا از هرکه از من غافل است
چون که دارم تا همیشه به خدایم اعتقاد
دوستی با هرکسی تاوانِ خود را می دهد
آدمی تنها بماند بهتر است تا اعتماد
علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۴/۱۲ - ساعت ۱۴:۰۲
اگر از جامِ در دستت شرابی را نمی نوشم
بدان بی آنکه می نوشم خمار و مستِ مستم من!
مرا از تلخیِ رویت هراس و بیم و باکی نیست!
بدان با روی تلخت هم، همیشه با تو هستم من!
علیرضا صانعی ✍️
هرکسی مشروط باشد واقعا مشروط نیست
هرکسی در جمع باشد جمعشان مخلوط نیست
این که فکرِ ما همیشه سوی هرکس می رود
هرکسی هر طور که باشد پس به ما مربوط نیست
#دانشجویی
علیرضا صانعی ✍️
زندگی آنقدر پست و رذل و بی ارزش شده
تا نیفتادی زمین دشمن نمی خندد به تو
علیرضا صانعی ✍️
تو را دردی شده درمان ندارد
نگو که حسرتت پایان ندارد
نمی دانم کجا کردی تو ظلمی
که جانِ تو شبی آسان ندارد
علیرضا صانعی ✍️
با یادی از مردم مظلوم بمباران شیمیایی سردشت در حادثه ی تلخ هفتم تیر سال ۱۳۶۶ 🖤
مُردنِ آسانِ تو از تن فروشی بهتر است
رفتن و هجرانِ تو از تن فروشی بهتر است
فقر و بیکاری بِه از این کارِ زشت و بد شده
پوچیِ دستانِ تو از تن فروشی بهتر است
تن فروشی می کنی باشد نمی گویم بد است!
عفت و ایمانِ تو از تن فروشی بهتر است!
در زمانی که غم و غصه تو را با خود گرفت
چهره ی گریانِ تو از تن فروشی بهتر است
می شود گاهی خدا را در خودت پیدا کنی
پاکیِ چشمانِ تو از تن فروشی بهتر است
من نمی گویم حجابی را رعایت کن به تو
پوششِ ارزانِ تو از تن فروشی بهتر است
شاید این نکته بماند تا همیشه خاطرت
خواندنِ قرآنِ تو از تن فروشی بهتر است
علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۴/۰۶ - ساعت ۱۳:۰۰
بحث کردن با همه دیوانگیست
در تعصب آخِرش بیگانگیست
ما همه روزی به یک جا می رویم
بحث و دعوا شیوه ی دیوانگیست
علیرضا صانعی ✍️
شاعری چون شعر می گوید زیاد
خاطرش باید که مفهومی سِتاد
شعر باید جذب دل هامان شود
تا که شعرِ شاعران مانَد به یاد
سِتاد: سِتادن، گرفتن، {در اینجا به معنای دریافت کردن است.}
علیرضا صانعی ✍️