نازنین
همه فکرم ز صبح تا شب به این است
که شاید نامِ آن دختر نگین است!
نمی دانم چرا این ذهنِ بیمار
همیشه فکرِ نامِ نازنین است!
علیرضا صانعی ✍️
همه فکرم ز صبح تا شب به این است
که شاید نامِ آن دختر نگین است!
نمی دانم چرا این ذهنِ بیمار
همیشه فکرِ نامِ نازنین است!
علیرضا صانعی ✍️
اگر نیکی ز حدِ خود زیادی پای بُگذارد
همه اعمالِ خیرِ تو همیشه رایگان باشد
محبت های طولانی وظیفه می شود گاهی
خریت با تو هر لحظه همیشه جاودان باشد!
علیرضا صانعی ✍️
تو انتگرال می دانی، منم مشتق پذیری را
کنارِ من اگر باشی نبینم رنگِ پیری را
تو از سینوسِ وارونم، نمی دانی که داغونم!
ولی از عشقِ تو خواهم، بفهمم یادگیری را
علیرضا صانعی ✍️
یک نفر با من که تنها مانده است
از قضا اشعارِ من را خوانده است
چون نگاهش می کنم گوید به من:
مِهرِ من شاید به قلبش مانده است!
علیرضا صانعی ✍️
تو غصه میخوری درسارو پاس شی!
یه شخصِ راحت و تنها و خاص شی!
تویی که جزوه ها رو رنگی می دادی به هرکی
نمیدونم چرا میخوای که با ۱۰ نمره پاس شی!
علیرضا صانعی ✍️
آرزو دارم که با حسرت از این دنیا رَوم
وَرنه یک لحظه ببینم گنبد و صحنِ رضا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا 🌹
علیرضا صانعی ✍️
یک نفر میخوام همیشه شاد و آرومم کنه
در تمومِ لحظه ها من رو که مهمونم کنه!
با همه فکر و خیال و غصه های بیخودی
یک نفر میخوام منو رو فرم و میزونم کنه!
علیرضا صانعی ✍️
جایی که
بهار
در انتظارِ
گرمای تابستان است...
ترجیح می دهم پاییز باشم
تا گرمای وجودم
با زمستانِ دلت
پیوند بزند...
علیرضا صانعی ✍️