حالِ دلِ عاشقِ من

وقتی از حالِ دلِ عاشقِ من بی خبری

من به یادِ توام و تو به یادِ دگری!




علیرضا صانعی ✍️

عشق و این چیزها

نه حسی از تو می بینم نه درکِ کاملی از عشق

که انگار عشق و این چیزها به من اصلا نمی آید!




علیرضا صانعی
✍️

جدیدا

نمیدونم که فهمیدی جدیدا

کسی به جز تو من رو دوست نداره؟!

خدا کنه که وقتی از تو دورم

از آسمونا بارونی نباره!




علیرضا صانعی ✍️

یه وقتایی

یه وقتایی از دستِ این آسمون

زمین میخواد از غم دهن وا کنه

یا میخواد که از شدتِ سرخوشی

خودش رو تو دلِ هوا جا کنه!

***

یه وقتایی آسون نمیشه گذشت

از اون آدمی که، تنهات گذاشت

همونجایی که بی خبر یک دفعه

بدونِ تو رفت و یهو جات گذاشت!





علیرضا صانعی ✍️

فکر من درگیرته

با وجودِ اینکه دوست و آشنا پیگیرته

توی هر حالی که باشی فکرِ من درگیرته!




علیرضا صانعی ✍️


تقدیم به کسی که همیشه به یادشم🌹

طعم لب های تو

گرچه کامِ هرکسی با نُقل شیرین می شود

طعم لب های تو مقداری از آن شیرین تر است!





علیرضا صانعی ✍️

نگاهِ اول

من به آن عشقی که معلولِ نگاهِ اول است

با کمالِ احترام، کلا ندارم اعتقاد!




علیرضا صانعی ✍️

بی تو

اینکه من با بودنِ تو خنده بر لب می زنم

چون نمی خواهم بدانی بی تو گریه می کنم




علیرضا صانعی ✍️

ناگهان عاشق شوی

شعر گفتن با تمامِ سختی و دشواری اش

سخت تر از آن نیست که تو ناگهان عاشق شوی!




علیرضا صانعی ✍️

نورِ خورشیدِ خدا

نورِ خورشیدِ خدا را از خودت پنهان نکن

چون که در هر سایه ای شیطان نگاهت می کند




علیرضا صانعی ✍️

بی خیالِ حرِف مردم

من همیشه با خودم گفتم به دور از حاشیه

بی خیالِ حرفِ مردم، زندگی‌ات را بکن!




علیرضا صانعی ✍️

سوژه

هرچه در این شهر دیدم سوژه ای پیدا نشد

ظاهرا بی عشق باید عمرِ خود را سر کنم




علیرضا صانعی ✍️

مالِ مردم

هرکسی از مالِ مردم می خورد

یا که نانِ مردمی را می بُرد

عاقبت از این جهان و آخرت

یک از اینجا ده از آنجا می خورد!




علیرضا صانعی ✍️

یادم کنید

تا زمانی که نفس دارم مرا یادم کنید

با حضورِ گرمتان حالِ مرا شادم کنید

آرزو دارم که تا هر موقعی که زنده ام

یادِ من باشید و از اندوه آزادم کنید




علیرضا صانعی ✍️

امتدادِ یک قافله

یک روز میانِ من و تو فاصله بود

روزِ دگری کشمکش و غائله بود

از دشمنیِ بینِ من و تو ای کاش

یک عشق به امتدادِ یک قافله بود




علیرضا صانعی ✍️

بی اعتباری

در درونم حرف های بی شماری مانده است

بی تو این حالم شبیهِ بی قراری مانده است

من نمی دانم چرا از موقعی که رفته ای

در حسابِ عشقِ تو بی اعتباری مانده است!




علیرضا صانعی ✍️

آدمی را می شناسم

آدمی را می شناسم عیب جویی می کند

در حضورِ هرکسی هم یاوه گویی می کند

آدمی را می شناسم با دروغ و مغلطه

در زمانِ بودنش با من دورویی می کند




علیرضا صانعی ✍️

احوالِ ما

از این دنیا و آدم های آن هر موقع رنجیدیم

بدان احوالِ ما اینگونه تا آخِر نمی ماند...




علیرضا صانعی ✍️

خانه ی ما

غم گرفته خانه ی ما را نمی دانم چرا

یک نفر انگار دارد می رود از بینِ ما

آرزو کن من همان باشم که دارد می رود

شاید این دنیا بدونِ من صفا دارد صفا!




علیرضا صانعی ✍️