شبِ یلدا

شبِ یلدا من و تو زیرِ بارون

نگاه کردیم به هم تا اون خیابون

نفهمیدی که از چشمای مستت

شدم بیچاره و مجنون و داغون؟!


یلداتون مبارک! 🍉


علیرضا صانعی ✍️

هر کجا باشی

هر کجا باشی خدا همواره در دنبال توست

هر کجا باشی خدا جویایِ از اعمال توست

هر کجا یادش نباشی او زمینت می زند

هر کجا باشی خدا آرامشِ احوال توست



علیرضا صانعی ✍️



صدای تو

گوش دادن به صدات حالم رو میزون میکنه

این صدای تو منو درگیرِ افسون میکنه!

باورت میشه اگه یک لحظه اسمم رو بگی

حال و احوالی که دارم رو پریشون میکنه؟!



علیرضا صانعی ✍️

هرکسی جز تو

هرکسی جز تو منو اینجا نگاهم میکنه

هرکسی جز تو یه بوسه روی ماهم میکنه

تو اگه فهمیده باشی من چقدر دوسِت دارم

هرکسی جز تو منو بی سر پناهم میکنه!



علیرضا صانعی ✍️

طاقتِ مادر

شب از فردا نمی داند چگونه مرگ می آید

کسی از مادرم زهرا سراغش را نمی گیرد؟

همه دنیا برای او، همیشه تلخ و غم بار است

کسی از طاقتِ مادر برای او نمی میرد؟


⚫️ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ 🏴



علیرضا صانعی ✍️

هیشکی تو زندگی

هیشکی تو زندگی، درکم نمیکنه

من رو به راحتی، ترکم نمیکنه!

از هرچی آدمه تا من که یادمه

هیشکی تو زندگی، درکم نمیکنه



علیرضا صانعی ✍️

بهشتِ ماندگارِ مادرانی

ای که در هستی زمین و آسمانی

تو در والاترین جای جهانی

اگر دنیا سراغت را بگیرد

بهشتِ ماندگارِ مادرانی


⚫️ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

علیرضا صانعی ✍️

هر کلاسی رفته بودم

هر کلاسی رفته بودم شکل یک پروانه بود

در فضای هر کلاسی بوی عطرِ خانه بود

هر کلاسی رفته بودم زود دورانش گذشت

در مرورِ خاطراتم مثل یک افسانه بود



علیرضا صانعی ✍️

دیر یا زود

دیر یا زود از جهانی که در آنی می روی

دیر یا زود تا ببینی و بدانی می روی

تا بفهمی این جهان ما را کجاها می برد

دیر یا زود در زمانی که ندانی می روی!



علیرضا صانعی ✍️

تو بودی غافل از حالم

تو بودی غافل از حالم ولی یادی ز من کردی

امان از آنکه احوالِ مرا همواره می داند!



علیرضا صانعی ✍️

به ظاهر عاشقم اما

به ظاهر عاشقم اما به باطن فارغ از آنم

مرا طاقت نمی باشد که رازش را نمی دانم!



علیرضا صانعی ✍️

دعا کردم که همواره

دعا کردم که همواره تو در آرامشت باشی

برای زندگی کردن تو در آسایشت باشی

من از عاشق شدن هرگز ندیدم خیر و اقبالی

دعا کردم که همواره تو در آرامشت باشی




علیرضا صانعی ✍️

در صفِ این راهِ خدا

روزی می آید و ما در کفِ این تقدیریم

یک به یک واهِمه داریم که بی تقصیریم

روزی می آید و ما در صفِ این راهِ خدا

در به در فکرِ عذابیم و پیِ تدبیریم




علیرضا صانعی ✍️

این زندگی

تو در این زندگی باید بدانی این حقیقت را

ز دستِ دوستانِ ما که کاری بر نمی آید




علیرضا صانعی ✍️

دانشجو

تو دانشجویی و من هم، به مانندِ تو دانشجو
طلب داریم و می دانیم سیاست کارِ ما ها نیست

به جای دلبری کردن برای درسِ آن استاد
بخوان درسی که دانشگاه، مجالِ هر معما نیست

نمی دانم که می دانی کجا بودیم و می آییم
که حرمت ها شده پنهان، زمانِ بحث و دعوا نیست

چراغِ علمِ نادانی، گرفتارِ همه جانی
برای دلخوشی کردن، مکانِ آن که اینجا نیست

تو که دائم به کارِ من، شدی دوربینِ عکاسی
بدان انگشترِ دستم، برای حالِ دنیا نیست

هوا دارد که سر ها را، کند از درس ها ویران
برای معترض بودن زمانِ آن که حالا نیست

چه باشی با من و بی من، بدان فردا تو می مانی
ز جایی که همان اول، هوای عشق و رویا نیست



علیرضا صانعی ✍️

۱۴۰۱/۰۸/۲۷ - ساعت ۱:۵۰

به مناسبت روز دانشجو
❤️

هرکه از راه می رسد

هرکه از راه می رسد ما را پریشان می کند

نیّتِ خوبی که داریم را پشیمان می کند

هرکه از راه می رسد از کارِ ناکرده به ما

ناسزاهایی به ما همواره مهمان می کند!




علیرضا صانعی ✍️

دیدنِ روی تو

بینِ ما این فاصله کوتاه باشد بهتر است

دستِ تو بر گردنم همراه باشد بهتر است

دیدنِ روی تو حالم را دگرگون می کند

صورتِ زیبای تو چون ماه باشد بهتر است



علیرضا صانعی ✍️

دلم یک قبر می خواهد

دلم یک قبر می خواهد

که بعد از مُردنم شاید

کسی دیدارِ من آید



علیرضا صانعی ✍️

آتشِ دوزخ

اگر در آتشِ دوزخ به دیدارم نمی آیی

بیا بگذر در این دنیا و با قلبم مدارا کن

بهشتی که بدون من تو را راضی نمی سازد

بیا در آتشِ دوزخ شرابی را گوارا کن!



علیرضا صانعی ✍️

حقیقت آخِرش این است

حقیقت آخِرش این است که ما با هم نمی مانیم

من و تو خوب می دانیم صلاحش را نمی دانیم

صلاحی که خدا داند همان بهتر که می داند

حقیقت آخِرش این است که ما با هم نمی مانیم



علیرضا صانعی ✍️

غیبت

گویند که طبعِ شعر بالا دارم

گویند طمع به مال دنیا دارم

هرکه غیبت می کند پشت سرم

می سپارم به هوای دگرم



علیرضا صانعی ✍️

خیانت

با کسی در زندگی همواره باشی بهتر است

هرچه کم باشی به تو بهتر خیانت می کند!




علیرضا صانعی ✍️

یک نفر

یک نفر می دانم اینجا دوست می دارد مرا

یک نفر در این شلوغی ها که می خواهد مرا

یک نفر مانند من از شعر گفتن خسته نیست

یک نفر هم مثل او از دل شکستن خسته نیست!



علیرضا صانعی ✍️

غمی در سینه می نالد

غمی در سینه می نالد ولیکن دوستش دارم

که روی خوش نمی یابد ولیکن دوستش دارم

غمی دارم نمی دانم چگونه بر دلم مانده

که مثلِ گریه می ماند ولیکن دوستش دارم



علیرضا صانعی ✍️

فرطِ بی قراری

دیوانه گر میانِ عقل و دلش بماند

از فرطِ بی قراری گم کرده راهِ خود را



علیرضا صانعی ✍️

قسم خوردی

قسم خوردی به تنهایی که عشقِ آخِرم باشی

برای زندگی کردن به شکلِ همسرم باشی

قسم های دروغ تو سرانجامش جدایی شد

همه دلبستگی هایم اسیرِ بی وفایی شد




علیرضا صانعی ✍️