وقتی که نیستی
وقتی که نیستی
همه ی کوچه های شهر...
از حسرتِ نبودِ تو {بی تاب} می شوند....
علیرضا صانعی ✍️
وقتی که نیستی
همه ی کوچه های شهر...
از حسرتِ نبودِ تو {بی تاب} می شوند....
علیرضا صانعی ✍️
عمده اشکالِ من از رابطه با آدمها
دلسوزیِ زیاد و سادگی با آنهاست
علیرضا صانعی ✍️
گفتی که تو از عشق چه می دانی و گفتم:
قبل از تو کسی بود که معشوقه ی من بود!
علیرضا صانعی ✍️
تو را دردی شده درمان ندارد
تحمل کردنش پایان ندارد
نمی دانم کجا ظلمی تو کردی
که جانِ تو شبی آسان ندارد
(با یادی از مردم مظلوم بمباران شیمیایی سردشت) ۱۳۶۶/۰۴/۰۷
علیرضا صانعی ✍️🖤
هر چند دشمنم به حالِ غیبتِ من است
شاید سکوت بهترین جوابِ دشمن است
علیرضا صانعی ✍️
فارغ از هر نوع زبانی، فارغ از هر لهجه ای
من به شهرِ اصفهان احساسِ غیرت می کنم
ما به هرجا می رویم از اینکه می گویند به ما:
{اصفهانی ها خسیس هستند}، حیرت می کنم!
علیرضا صانعی ✍️
در تمامِ شعرِ خود هرشب صدایت می کنم
جانِ خود را واقعا آخر فدایت می کنم!
علیرضا صانعی ✍️