ویرانه
حرم در خون و دشمن ها، همه در حالِ آزادی
به نااهلانِ بی منطق، بگو که طاقتی دارم
خوش و خرم زمانی که، به حالِ خود رها بودی
ولی با این شهادت ها، بدان که عادتی دارم
نمی بینی گناهت را، تو با هرکس در این میدان؟
که از فردا پریشان و نه خوابِ راحتی دارم؟
زبان و دستِ من حالا، ز غم ها چون شده ویران
خدا گفته که با شعرم دوباره فرصتی دارم
همه دنیای من خون و همه حالم شده محزون
چرا که با رضا (ع) بودن، ز دنیا حاجتی دارم
دلم خواهد بمیرم از، همه افکارِ این دشمن
که با مذهب نمی فهمد چگونه قدرتی دارم
تماشا کن رهِ دنیا که فردا روزِ آدم نیست
در این دورانِ ویرانه خدای ثابتی دارم
علیرضا صانعی
۱۴۰۱/۰۸/۰۶ - ساعت ۲:۳۲
با افتخار تقدیم به روح پاک شهدای حادثه تروریستی حرم حضرت شاهچراغ (ع)
من به یادِ هرکه می افتم، حتی دشمنم