ترجیح می دهم پاییز باشم...

جایی که
بهار
در انتظارِ
گرمای تابستان است...


ترجیح می دهم پاییز باشم
تا گرمای وجودم
با زمستانِ دلت

پیوند بزند...


علیرضا صانعی ✍️

پل های دنیا

دگر دنیا بدونِ تو نفس هایی نمی خواهد

برای عشق تو هرگز هوس هایی نمی خواهد

تو با اینکه رها کردی همه پل های دنیا را

دگر دنیا ز آزادی قفس هایی نمی خواهد


علیرضا صانعی ✍️

روز شعر و ادبیات فارسی

شاعری چون شعر می گوید زیاد

خاطرش باید که مفهومی سِتاد

شعر باید جذب دل هامان شود

تا که شعرِ شاعران مانَد به یاد



روز شعر و ادبیات فارسی مبارک!

علیرضا صانعی ✍️

وجودِ تو

خراسان از وجودِ تو هوای دیگری دارد
تماشای حریمِ تو صفای دیگری دارد

تو که هر زائری را با دل و جانت پذیرفتی
دلِ هر زائری با تو رضای دیگری دارد

به عاشق های درمانده پناهت را نشان دادی
دلِ هر عاشقی با تو دعای دیگری دارد!

برای درد و بیماری تو درمانی عطا کردی
که هر دردی برای تو دوای دیگری دارد!

کبوتر یاد می گیرد در این دنیای نامردی
ز هر نیرنگ و نامردی وفای دیگری دارد!

کسی از زهرِ تلخی که، تو نوشیدی خبر دارد؟
که دشمن با وجودِ تو عزای دیگری دارد

نگاهِ هر گلی دائم به سیمای تو می ماند!
که با پژمردگی حتی بقای دیگری دارد

همه وِردِ زبانِ من مزین شد به نامِ تو
که ذکر یا رضای من نوای دیگری دارد


علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۶/۲۳ - ساعت ۱۲:۵۶

⚫️ تقدیم به ساحت مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ⚫️


احساسِ آرامش

چشمِ من بینا شود با همتم می بینمش
گر حرم پیدا شود با حسرتم می بینمش

باید آنجا آسمان احساسِ آرامش کند
گر حرم پیدا شود با غربتم می بینمش

چون که آغوشِ رضا آرامشی دارد هنوز
گر حرم پیدا شود با حیرتم می بینمش

چشم مأمون از کجا دیده حرم را تاکنون؟
گر حرم پیدا شود با محنتم می بینمش

آرزوی هرشبِ من دیدنِ موسی الرضاست
گر حرم پیدا شود با ظلمتم می بینمش

عاشقانه می شود گاهی نگاهم با حرم
گر حرم پیدا شود با رغبتم می بینمش

از خدا خواهم ببینم گنبد و گلدسته اش
گر حرم پیدا شود با سیرتم می بینمش

هرکه قسمت شد بیاید با من اندر زندگی
گر حرم پیدا شود با "قسمتم" می بینمش!


علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۲/۰۶/۲۱ - ساعت ۰۰:۱۲

⚫️ تقدیم به ساحت مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ⚫️


آسوده حال

شبی آمد که بینِ غصه هایم

ز هر غصه دلِ من بی خیال است!

شبی آمد که در احوالِ خوبان

همه حالاتِ من آسوده حال است!



علیرضا صانعی ✍️

جورِ تو

تا چه حد جورِ تو را من بکشم؟

که ز هر عالَم و آدم تو "طلبکار تری"



علیرضا صانعی ✍️

غروبِ نینوا

دلم تنگِ غروبِ نینوا است

که دلگیرِ طلوعِ سامرا است

دلم بعد از نگاهِ آن علَم ها

عزا دیده ز دشتِ کربلا است



علیرضا صانعی ✍️

فکر می کردم

فکر می کردم خدا دارد نگاهم می کند

فکر می کردم که من را سر به راهم می کند

از خدا خواهم ببخشد طرز فکرم را که چون:

فکر می کردم همیشه رو سیاهم می کند


علیرضا صانعی ✍️

باب الرضا (ع)

آرزوی بعدیِ من دیدنِ باب الرضاست

آرزوی بعدیِ من حاجتی از مرتضاست

چون خراسانم ندارد مقصدی جز مرتضی

آرزوی بعدیِ من دیدنِ باب الرضاست



🟢 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) 🟢



علیرضا صانعی ✍️

کربلا رفتی

کربلا رفتی بدان مانندِ من دیوانه ای!

مستِ عشقش می شوی و غرقِ در مستانه ای

گنبدش دارد صفایی که ندیدی تاکنون

کربلا رفتی نداری غیر از آنجا خانه ای!


علیرضا صانعی ✍️


⚫️ ویژه اربعین ⚫️


در مسیرِ اصفهان

در مسیرِ اصفهان لحظه شماری می کنم

در مسیرِ اصفهان من بی قراری می کنم

لحظه های عمر من همراهِ شهرِ من شده

در مسیرِ اصفهان شب زنده داری می کنم



علیرضا صانعی ✍️

از نجف تا کربلا

از نجف تا کربلا روحم معطر می شود

جای پاهایم دوای روزِ محشر می شود

سامرا و کاظمین دارد هوای دیگری

از نجف تا کربلا حالم که بهتر می شود


علیرضا صانعی ✍️

⚫️ ویژه اربعین ۱۴۰۲ ⚫️

حسرتِ زمان

غم و حسرتِ این زمان بگذرد
بلا های این آسمان بگذرد

به روزِ خوشی دل سپارم اگر
همه بغضم اندر جهان بگذرد

ندارم کسی دوست دارم شود
تبِ عاشقی در نهان بگذرد

برای زمان حسرتی خورده ام
لب از خنده ی ظالمان بگذرد

چراغِ دلم بهر هرکس خفاست
شب و روزِ من رایگان بگذرد

نخندیدم از گریه های شما
تمامِ خوشی هایتان بگذرد!

ندارم ز فردا به فکرم کسی
همه یادم اندر خزان بگذرد

زمانِ غروبم که شاید رسد
طلوعِ تو با دیگران بگذرد

زمین و زمانم به هرجا رسد
غم از چهره ی آشیان بگذرد


علیرضا صانعی ✍️
۱۴۰۱/۰۵/۲۵

اثر برنده شده جشنواره ملی ذهن زرین - سوم شهریور ماه ۱۴۰۲