یلدا
امشب جایی برای خود پیدا کن
از ماندن در کوچه ها پروا کن!
امشب را در کنارِ اقوامت باش
این یلدا را برای خود زیبا کن
علیرضا صانعی ✍️
یلداتون مبارک🍉 | آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
امشب جایی برای خود پیدا کن
از ماندن در کوچه ها پروا کن!
امشب را در کنارِ اقوامت باش
این یلدا را برای خود زیبا کن
علیرضا صانعی ✍️
یلداتون مبارک🍉 | آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
از زمین و آسمان درمانده ام
پیششان حتی شکایت کرده ام!
چون جوابی دستگیرِ من نشد
من به {تنها بودن} عادت کرده ام
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
برخیز برای مردمت کاری کن
آرامش را به جامعه جاری کن
تا کارد به استخوانِ مردم نرسیده
بنشین برایشان عزاداری کن!
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
از آلودگی های توو اصفهان
دارم با توسل نفس میکشم
هوا کاری کرده که اطرافمو
دارم با بخاری قفس میکشم
علیرضا صانعی ✍️
{پس از چند روزِ سخت در بسترِ بیماری😷}
تو هم مثلِ هر آدمی واسه من
به زودی نگاتو عوض می کنی
یه جور دشمنم میشی پشتِ سرم
که میگی، میخندی و حظ می کنی
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
دو سه ماهی میشه، که به یادت هستم
تو یه کاری کردی، که به تو دل بستم
لعنتی باور کن! که تو رو دوس دارم
شبا از فکرِ تو، تا سحر بیدارم!
کاشکی آروم میشد، ضربانِ قلبم
جونم از دستِ تو، داره میره کم کم
عاشقی انگاری، قبل ترمِ آخر، یادِ من افتاده!
دلِ سرگردونم، اولین باره که، به کسی دلداده
آخرش میدونم، مثه فیلما میشه
یکی فارغ میشه، یکی تنها میشه
من و این تنهایی، خیلی وقته دوستیم
هردو از یک گوشت و هردو از یک پوستیم
اما بازم میخوام، عاشقِ تو باشم
توی دریای تو، قایقِ تو باشم!
عاشقت میمونم، عاشقت خواهم بود
تو همونی میشی، که به دلخواهم بود!
عاشقی انگاری، قبل ترمِ آخر، یادِ من افتاده!
دلِ سرگردونم، اولین باره که، به کسی دلداده
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
من اون آدمیم که روزی میخواد
بیاد و بیوفته به پاهای تو
کنارِ تو دنیا رو حس میکنم
چقد خوبه آدم باشه جای تو!
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
دلم میخواد تا قبلِ فصلِ سرما
یه سر بریم با همدیگه به دریا
اونجا ما دوتا بشینیم رو ساحل
نگاه کنیم فقط به ماهِ کامل!
دوس ندارم اون موقع ساکت باشی
مثلِ مجسمه یا ماکت باشی!
قصه اگه برام بگی خوب میشه
البته توی دریا آشوب میشه!
موجا اگه قصه هاتو بشنون
میان و خطِ ساحلو میشکنن!
سرت رو میخوام بذاری رو شونم
اون موقع دوس دارم واست بخونم:
از آسمونا از ستاره از آب
سراغِ چشماتو میگیره مهتاب!
چشمای تو رنگِ یه آسمونه
که رنگشو فقط خدا میدونه!
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
لحظه هایی که تو نیستی، دلِ من آروم نداره
همه ی وجودم انگار واسه ی تو بی قراره
شبا از فکرِ تو باید، یه ترانه بنویسم
توی ابرازِ علاقه یکمی با تو خسیسم
دوس دارم یه روز بفهمی، که به تو علاقه دارم
اسمتو اون موقع حتما توو ترانه هام میارم
اگه سرنوشت بذاره تا مسیرمون یکی شه
روزای زندگیمون مثلِ بهارِ خنده میشه
غم و غصه ای دیگه واسه ی ما نمیمونه
به تو قول میدم که خنده رو لبامون بمونه
دوس دارم یه روز بفهمی، که به تو علاقه دارم
اسمتو اون موقع حتما توو ترانه هام میارم
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
با وجودِ ظلم هایی که هنوز در زندگیست
مادرِ من فاطمه (س) آیینه ی بخشندگیست
⚫️ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ ⚫️
علیرضا صانعی ✍️
سی سال برای بودنش کافی بود
او یک انسانِ ساده و صافی بود
الگوی تمامِ زندگیام شده چون
او در همه حال فکرِ اهدافی بود
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
{تقدیم به زنده یاد مرتضی پاشایی🖤}
سالِ دیگه جای من
جای قابِ عکسمه...
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
با بغض در مسیرِ خیابان قدم زدن
عمریست آرزوی کسی بوده مثلِ من
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁
گفته بودی قبلِ تو عاشق شدن معنا نداشت!
شیوه ی رِندانه ی تو باطنی زیبا نداشت...
علیرضا صانعی ✍️
آذرماه ۱۴۰۳ 🍁