شادی
هربار اومدم که توی اینِستا نَرَم
دیدم نوتیفِش پر شده از لایک و پیام
انگاری به من نیومده پِیج بزنم
این زندگیِ مجازی رو من نمیخوام!
هرکی که منو حضوری میبینه میگه:
خسته نمیشی از استوریات شب و روز؟!
میگم که بهش دوس نداری آنفالو کن!
هرچی که توو پِیجم میذارم میشه بِروز!
راضی نمیشم به شعرایی که میخونم
من بابتِ شعرای خودم حرص میخورم
اون چیزیو که دنبالشم به دست نیاد
از دنیا و از نوشتنم دل میبُرم...
با درد و هزار غصه نویسنده شدم
میخوام که به جاهای زیادی برسم
شاید که توو این کار هدف این باشه:
از غصه و غم میخوام به شادی برسم!
علیرضا صانعی ✍️
دی ماه ۱۴۰۳ ❄️
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی ۱۴۰۳ ساعت 2:30 توسط علیرضا صانعی
|
من به یادِ هرکه می افتم، حتی دشمنم