بارِ آخر
احساس میکنم به راحتی یه روز
وقتی که میخوابم تو ترکم میکنی
نفرین به اون روزای خوبِ بینمون
که فک میکردم تو درکم میکنی
آروم نمیشه حال و احوالم...
من قبلِ تو خیلی شکست خوردم
این زندگی از چشمِ من افتاد
بس که برای این و اون مُردم
میگم که بارِ آخرم باشه:
دلبسته ی هیشکی نمیمونم
اگه داری میری برو زودتر
اسمِ تو رو دیگه نمیدونم!
فردای زیبایی رو میبینم
واسه خودم یه راهی میسازم
از عاشقی میخوام فقط دور شم
توو جنگِ با قلبم نمیبازم...
بعد از تو دیگه عاشقی حتی
معنای زشتی واسه من داره!
خوشحالم از اینکه تو میری و
قلبم تو رو یادش نمیاره!
میگم که بارِ آخرم باشه:
دلبسته ی هیشکی نمیمونم
اگه داری میری برو زودتر
اسمِ تو رو دیگه نمیدونم!
علیرضا صانعی ✍️
دی ماه ۱۴۰۳ ❄️
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی ۱۴۰۳ ساعت 1:48 توسط علیرضا صانعی
|
من به یادِ هرکه می افتم، حتی دشمنم