نگاهِ پریشانِ تو راهم است...

کنارِ تو بودن به دلخواهم است...

برای کسی جان دهم چون که او،

همیشه ز قلب و ز جانانم است...

سرای صفای وجودش به من!

که او هم چراغِ پریشانم است!

چو دختِ بَرَم تاجِ بالا سَرَم...

همه عمر و جان و فروزانم است!

ز خوشبختی ام رام و شادم شوی!

کنارِ تو بودن گریبانم است...

جوابِ تماشای تو در دلم...

کنارم نباشی هراسانم است...

قسم خورده ام از نگینِ دلم:

که قلب و نگاهِ درخشانم است!

علیرضا صانعی

۱۴۰۰/۰۶/۲۸